درک سنتی از رابطه میان تنشهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه و نوسانات قیمت جهانی نفت، سالها یکی از مبانی تحلیلی بازارهای انرژی و سیاستگذاریهای بینالمللی بوده است. اما بهنظر میرسد که این رابطه در سالهای اخیر دستخوش تحولاتی بنیادین شده است؛ تحولاتی که نهتنها ناشی از تغییر در ساختار عرضه و تقاضای جهانی هستند، بلکه بازتابی از دگرگونی در نوع نگاه بازار به «ریسک» نیز به شمار میروند.
مقالهای از کارن ای. یانگ، منتشرشده در نشریه معتبر Georgetown Journal of International Affairs، به بررسی این تغییر بنیادین در رابطه میان سیاست و انرژی میپردازد و سعی دارد نشان دهد که چگونه بازار جهانی نفت دیگر به همان شیوه سنتی به تحولات خاورمیانه واکنش نشان نمیدهد.
- برای مطالعه کامل مقاله، میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
🔗 How the New Geopolitics of Energy Informs the Current Oil Price-Risk Relationship in the Middle East
در اکتبر ۲۰۲۳، با آغاز جنگ میان اسرائیل و حماس و گسترش آن به محورهای منطقهای، بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند قیمت نفت بهسرعت صعودی شود. اما برخلاف این پیشبینیها، قیمت نفت برنت در بازه نسبتاً باثبات ۷۰ تا ۹۰ دلار باقی ماند. این واکنش سرد بازار نشان داد که نگاه سرمایهگذاران و فعالان انرژی دیگر صرفاً بر «درگیری» متمرکز نیست، بلکه «نحوه اثرگذاری این درگیریها بر زیرساختها و زنجیره تأمین انرژی» است که اهمیت اصلی را دارد.
تحلیل نویسنده بر این نکته تأکید دارد که بازار نفت امروز از جنس بازارهای واکنشگر دهههای گذشته نیست. در دنیای کنونی، آنچه قیمت نفت را تکان میدهد نه صرفاً یک جنگ، بلکه تهدید مستقیم علیه میادین نفتی، خطوط لوله و تأسیسات پالایشگاهی است. به بیان دیگر، جنگ در خاورمیانه دیگر بهتنهایی به معنای شوک نفتی نیست.
نمونه بارز این موضوع را میتوان در حملات مکرر حوثیها به خطوط کشتیرانی و تأسیسات نفتی در دریای سرخ و مناطق مرزی عربستان دید. این حملات اگرچه جنبه تبلیغاتی و روانی داشتند، اما در عمل تأثیر محدودی بر جریان صادرات نفت منطقه گذاشتند. زیرا هم سازوکارهای امنیتی و هم مسیرهای جایگزین انتقال انرژی در سالهای اخیر تقویت شدهاند.
از سوی دیگر، عرضه گسترده نفت توسط تولیدکنندگان خارج از اوپک و کاهش روند رشد تقاضا در کشورهایی مانند چین، نوعی آرامش نسبی را در بازار ایجاد کردهاند. چین بهعنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی جهان، اکنون با رکود اقتصادی نسبی دست و پنجه نرم میکند و همین موضوع از شدت اثرگذاری بحرانهای سیاسی بر قیمت نفت کاسته است.
در دل این تحولات، خود منطقه خاورمیانه نیز با نوعی بازتعریف نقش و کارکرد اقتصادی مواجه شده است. برخی کشورها مانند لبنان و غزه که از شبکه صادرات انرژی سهم چندانی ندارند، بیشترین فشار اقتصادی را متحمل شدهاند. در مقابل، کشورهای برخوردار از زیرساختهای پیشرفته و سیاستهای باثباتتر مانند امارات و عربستان توانستهاند موقعیت خود را تثبیت کنند.
در همین حال، ایران نیز با وجود تداوم تحریمها و فشارهای سیاسی، موفق شده است سطح صادرات نفت خود را به حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز برساند. این رقم، نشاندهنده توانمندی تهران در ایجاد مسیرهای جایگزین تجاری و دور زدن محدودیتهای غربی است.
همچنین صادرات گاز اسرائیل به مصر و تداوم تولید در میادین فراساحلی این رژیم، نشانهای از آن است که زیرساخت انرژی در بسیاری از نقاط خاورمیانه در حال تبدیل شدن به حوزههایی امنتر، مستقلتر و مقاومتر در برابر شوکهای امنیتی هستند.
یک نکته کلیدی در تحولات اخیر، چرخش آرام اما مستمر تمرکز اقتصادی تولیدکنندگان نفت خلیج فارس به سمت شرق است. عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای عربی با سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی و امضای قراردادهای بلندمدت با کشورهایی مانند چین و هند، سعی دارند موقعیت خود را بهعنوان شرکای استراتژیک آسیایی تثبیت کنند.
افزایش تجارت جنوب-جنوب، یعنی روابط اقتصادی میان کشورهای در حال توسعه، نشاندهنده شکلگیری نظم اقتصادی جدیدی است که در آن ایالات متحده و اروپا دیگر تنها بازیگران تعیینکننده نیستند.
در پایان، باید توجه داشت که ایالات متحده همچنان بازیگری کلیدی در معادلات امنیت انرژی باقی مانده است. کشورهای خلیج فارس انتظار دارند که واشنگتن نقش سنتی خود بهعنوان تأمینکننده امنیت منطقهای را، بهویژه در برابر تهدیدات ایران و نیروهای نیابتیاش، ایفا کند. اما در عین حال، سیاستهای متغیر دولتهای آمریکا در حوزه تحریمهای نفتی علیه ایران و ونزوئلا، از عوامل تعیینکننده در ثبات یا نوسان بازار جهانی انرژی است. هماهنگی بیشتر میان سیاست امنیتی و انرژی ایالات متحده، به همراه شفافیت در مواجهه با قدرتهای منطقهای، میتواند به کاهش ریسکهای ادراکشده در بازار و حفظ ثبات کمک شایانی کند.
تحلیل ارائهشده از سوی کارن ای. یانگ نشان میدهد که بازار جهانی نفت وارد دورهای جدید شده؛ دورهای که در آن، قیمتها کمتر به سیاست، و بیشتر به زیرساخت، فناوری، عرضه رقابتی و تقاضای جهانی واکنش نشان میدهند.
این تحولات برای تصمیمگیران در کشورهای تولیدکننده انرژی در خاورمیانه حامل این پیام است که دوران بهرهبرداری صرف از تنشهای ژئوپلیتیکی بهسر آمده است. رقابتپذیری، تنوع بازار، ثبات داخلی و سرمایهگذاری در زیرساختهای حیاتی، رمز ماندگاری در این نظم جدید انرژی خواهد بود./ صالح مهدوی