چالش‌ها و فرصت‌های ایران در جنگ تجاری آمریکا و چین

اقتصاد آمریکا و چین با هم ۴۳٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهند (۲۶.۳٪ آمریکا و ۱۶.۹٪ چین). هرگونه اختلال در این دو اقتصاد می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی را به هم بزند. نفت، به عنوان یکی از مهم‌ترین کالاهای جهانی، تحت تأثیر مستقیم این جنگ قرار گرفته و قیمت‌ها، عرضه و تقاضا، و حتی الگوهای تجارت جهانی آن دستخوش تغییرات اساسی شده‌اند.
چالش‌ها و فرصت‌های ایران در جنگ تجاری آمریکا و چین

جنگ تجاری رخ‌داده بین دو قدرت اقتصادی جهان یعنی آمریکا و چین، مربوط به یکی دو سال اخیر نمی‌باشد، بلکه پیشینه‌ای چند ساله دارد که نیاز به بررسی دقیق دارد. در مارس ۲۰۱۸ رئیس‌جمهور آمریکا، تعرفه‌ای ۲۵٪ بر فولاد و ۱۰٪ بر آلومینیوم وارداتی اعمال کرد و همچنین در ژانویه ۲۰۱۸، آمریکا اولین بسته تعرفه‌ای بزرگ را علیه چین اعمال کرد که شامل تعرفه ۲۵٪ بر ۳۴ میلیارد دلار کالاهای چینی بود. این اقدام به‌عنوان آغاز رسمی جنگ تجاری شناخته می‌شود. هدف آمریکایی‌ها از اعمال چنین تعرفه‌ها و اقدامات، کسری تجاری با کشور چین یا وابستگی به کالاهای چینی و واردات آنها می‌باشد، به طوری که دولت آمریکا در سال ۲۰۱۷ حدود ۳۷۵ میلیارد دلار کسری بودجه نسبت به دولت چین داشته و همچنین می‌خواستند از این تعرفه ها به عنوان اهرم فشار، برای کشاندن دولت چین به میز مذاکره استفاده کنند.

در این سال ها، تعرفه‌ها ثابت نبوده و در هر دوره دستخوش تغییراتی شده است. سال 2025 این تعرفه گذاری ها به اوج خود رسید. مسئله مهم و قابل‌توجه این است که این اقدامات، فقط بر اقتصاد دو کشور تأثیر نداشته است؛ بلکه اقتصاد کل جهان را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. اقتصاد آمریکا و چین با هم ۴۳٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهند (۲۶.۳٪ آمریکا و ۱۶.۹٪ چین). هرگونه اختلال در این دو اقتصاد می‌تواند زنجیره‌های تأمین جهانی را به هم بزند. نفت، به عنوان یکی از مهم‌ترین کالاهای جهانی، تحت تأثیر مستقیم این جنگ قرار گرفته و قیمت‌ها، عرضه و تقاضا، و حتی الگوهای تجارت جهانی آن دستخوش تغییرات اساسی شده‌اند.  در شرایطی که روابط چین و آمریکا تیره شده، چین به‌دنبال تقویت روابط اقتصادی با سایر کشورها از جمله ایران رفته است. چین اقدام به سرمایه گذاری و همچنین تامین مواد اولیه خود از خاورمیانه به ویژه از ایران کرده است.  این مسئله فرصت‌هایی برای ایران ایجاد کرده تا بتواند نفت و گاز و سایر کالاهای صادراتی خود را به چین صادر کند، به‌ویژه در شرایطی که تحت تحریم‌های بین لمللی قرار دارد. یکی از این اقدامات، برنامه همکاری بیست و پنج ساله میان ایران و چین می باشد. این برنامه ابعاد و حوزه های مختلفی را دربرمیگرد، از سرمایه گذاری گرفته تا واردات و صادرات کالا و فناوری و تامین انرژی. یکی از موضوعات مهم در این قرارداد، تامین نفت و گاز مورد نیاز چین توسط ایران و امکان تهاتر آن با کالا و خدمات مورد نیاز کشور می باشد. کشور چین نیز به سرمایه گذاری در پروژه های زیر بنایی و همکاری های مالی با کشور ایران می پردازد. بر اساس گزارش‌های مختلف، واردات نفت خام ایران توسط چین در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در مارس ۲۰۲۵، واردات نفت خام چین به بالاترین سطح خود رسید که بخش عمده‌ای از این افزایش به دلیل افزایش واردات نفت ایران بود. ایران حدود ۱۳٪ از کل واردات نفت خام چین را تامین میکند. چین به چند دلیل روابط تجاری خود را با ایران افزایش داد، از جمله آنها اینکه؛ ایران به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، اغلب نفت خود را با تخفیف قابل‌توجهی نسبت به قیمت بازار جهانی به فروش می‌رساند و همچنین دارای زیرساخت‌های مناسب برای صادرات نفت، از جمله بنادر و تاسیسات پالایشگاهی می باشد. این موضوع برای چین که یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی جهان می باشد قابل توجه است. چین نیز به دلیل اینکه در مقابل نوسانات سیاسی و اقتصادی کشورها آسیب پذیر نباشد، دنبال تنوع‌بخشی به منابع واردات نفت خود بوده و ایران نیز به این هدف کمک کرده است.

 با ادامه این روابط هر دو کشور به نتایج دلخواه خود دست پیدا کرده اند، چرا که چین با ازدست دادن بازار خود در آمریکا، بازار جدیدی برای خود در ایران بوجود آورد و درمقابل نیز ایران با دور زدن تحریم هایث بین المللی  توانسته است که نفت تولیدی خود را به فروش برساند. در نتیجه، جنگ تجاری بین چین و آمریکا، در این زمینه فرصت خوبی را برای ایران بوجود آورد. اما این موضوع  چالش هایی برای ایران به دنبال دارد که به راحتی نمیتوان آنها را حل کرد. آمریکا به دنبال کاهش میزان صادرات نفتی ایران می باشد و هدف آنها کاهش 10 درصدی صادرات نفتی نسبت به میزان فعلی میباشد و همچنین در راستای این هدف تحریم های جدیدی بر سازمان های صادرکننده نفت ایران وضع کرده است. ایران باید برای مقابله با این چالش ها آماده باشد.

Related Posts
Read More

مخاطرات کم‌توجهی به رویکرد توسعه‌محور در صنعت پتروشیمی

هدف خصوصی سازی، این بود که سرمایه گذاران خصوصی جهت توسعه این صنعت ورود کنند، نه اینکه نهاد های شبه دولتی یا خصولتی برای رفع نیاز های خود و سود بالای این صنعت وارد آن شوند. اینجا است که رویکرد توسعه محوری در مقابل رویکرد سودآوری قرار میگیرد و طبیعتا سود آوری وزن سنگین تری نسبت به طرف دیگر دارد.
Read More

چکاندن ماشه و تاثیر آن بر فروش نفت ایران

با توجه به قطعنامه‌های ۱۷۳۷،۱۷۴۷، ۱۸۰۳، ۱۹۲۹ شورای امنیت سازمان ملل متحد، اساسا تحریم‌های مستقیمی بر بخش های نفتی و گازی و انرژی ایران اعمال نمی‌شود، بلکه صرفا شورای امنیت در خصوص برنامه موشکی و برنامه هسته‌ای ایران اقدام به تحریم‌های گسترده تسلیحاتی و تحریم بانک‌های ایرانی و همچنین اعلام ظرفیت توقیف اموال و دارایی‌های آنها در صورت وجود دلیل قانع کننده مبنی بر ارتباط آن نهاد‌‌های مالی با برنامه هسته‌ای و موشکی ایران کرده است
Read More

اولین نشست تخصصی فصل دوم پتروتاک با موضوع چالش‌ها و فرصت‌های صنعت پتروشیمی ایران در شرایط پساجنگ توسط اندیشکده نفت وانرژی برگزارشد

مهمانان این نشست جناب آقای مهندس غلامحسین نجابت، مدیرعامل اسبق شرکت ملی صنایع پتروشیمی و جناب آقای مهندس…