ارشیا خامدی؛ پژوهشگر اندیشکده نفت و انرژی
در سالهای اخیر، شیل به مهمترین عامل تحول در بازار جهانی انرژی تبدیل شده است. فناوری شکست هیدرولیکی و حفاری افقی در آمریکا نهتنها تولید نفت خام را متحول کرد، بلکه این کشور را به بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایع LNG در جهان رساند. ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ بهطور متوسط بیش از ۱۳ میلیون بشکه نفت در روز تولید کرد و صادرات LNG خود را به حدود ۱۲ میلیارد فوت مکعب در روز رساند. این تحول بزرگ باعث شد آمریکا در جایگاهی قرار گیرد که پیشتر برای کشورهایی مانند عربستان یا روسیه قابل تصور بود. اکنون آمریکا نهتنها صادرکننده بزرگ انرژی است، بلکه ابزار ژئوپلیتیکی تازهای برای اعمال نفوذ در بازارهای اروپا و آسیا در اختیار دارد.
اما آمریکا تنها بازیگر این میدان نیست. موج شیل در حال گسترش به دیگر نقاط جهان است. آرژانتین با میدان عظیم واکا موئرتا، یکی از بزرگترین ذخایر شیل جهان، در تلاش است با وجود چالشهای اقتصادی و سیاسی داخلی، تولید خود را بالا ببرد. تخمینها نشان میدهد این میدان بیش از ۳۰۸ تریلیون فوت مکعب گاز و ۱۶ میلیارد بشکه نفت در خود جای داده است. اگر آرژانتین بتواند سرمایهگذاری خارجی را جذب کند، به یک صادرکننده مهم در آمریکای جنوبی تبدیل خواهد شد.
عربستان سعودی نیز با توسعه میدان گازی جفوره گام بزرگی به جلو برداشته است. برآورد میشود این میدان ۲۲۹ تریلیون فوت مکعب گاز خام داشته باشد و آرامکو برنامه دارد تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت تولید گاز داخلی را ۶۰ درصد افزایش دهد. جفوره تنها یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه ابزاری است برای تأمین خوراک صنایع پتروشیمی و برق مورد نیاز صنایع نوینی مانند مراکز داده و پروژههای هوش مصنوعی که عربستان به آنها چشم دوخته است.
الجزایر، عضو قدیمی اوپک، بهویژه پس از بحران اوکراین به یکی از گزینههای اصلی اروپا برای جایگزینی گاز روسیه تبدیل شده است. این کشور علاوه بر ذخایر متعارف گاز، با ۷۰۷ تریلیون فوت مکعب ذخایر شیل، سومین دارنده ذخایر شیل جهان محسوب میشود. همکاری با شرکتهای بزرگی مانند شورون و اکسون نشان میدهد الجزایر قصد دارد در دهه آینده سهم بیشتری از بازار انرژی اروپا را در اختیار بگیرد.
چین هم با وجود ساختار زمینشناسی پیچیده، از این موج عقب نمانده است. تولید گاز شیل چین در سال ۲۰۲۳ به بیش از ۲.۵ میلیارد فوت مکعب در روز رسید. پکن در سال ۲۰۲۴ نهادی جدید تشکیل داد تا توسعه منابع شیل فوقعمیق را سرعت ببخشد. برای کشوری که بخش زیادی از انرژی خود را وارد میکند، شیل فرصتی است برای کاهش وابستگی و تقویت امنیت انرژی داخلی.
این مثالها نشان میدهد که گاز شیل فقط یک منبع انرژی نیست، بلکه به یک ابزار ژئوپلیتیکی و اقتصادی تبدیل شده است. حالا پرسش اصلی این است: جایگاه ایران در این تحولات کجاست؟
ایران با بیش از ۳۳ تریلیون متر مکعب ذخایر گاز اثباتشده (حدود ۱۷ درصد کل جهان) یکی از غنیترین کشورهای دنیاست. اما مشکل اصلی ایران این است که تاکنون استراتژی روشنی در قبال شیل نداشته است. پروژههای LNG نیمهتمام ماندهاند و کشور در عمل به صادرات خط لوله به چند همسایه محدود شده است. این در حالی است که آمریکا، قطر و حتی روسیه بخش بزرگی از بازار جهانی LNG را در دست دارند و بازارهای تازه را یکییکی تصاحب میکنند.
از منظر اقتصادی، یکی از بزرگترین چالشها در ایران مصرف نامتوازن گاز است. بخش عمده گاز کشور صرف مصرف خانگی و تولید برق میشود، در حالی که سهم صنایع پتروشیمی از گاز تنها حدود چهار درصد است. این رقم بسیار پایین است اگر بدانیم ارزش افزوده گاز در پتروشیمی چندین برابر فروش مستقیم آن بهعنوان سوخت است. در مقابل، آمریکا و عربستان بخش بزرگی از گاز شیل را به خوراک پتروشیمی تبدیل کردهاند و از این طریق محصولات متنوعی مانند متانول، پلیمر و کود شیمیایی به بازارهای جهانی صادر میکنند. همین مزیت خوراک ارزان باعث شده صنایع پتروشیمی این کشورها رقابتپذیری بالاتری داشته باشند و سهم بیشتری از بازار جهانی را به دست بیاورند.
از منظر امنیت انرژی، بیتوجهی به توسعه فناوریهای شیل میتواند در آینده به نقطه ضعف ایران تبدیل شود. حتی اگر ایران در کوتاهمدت نیازی به بهرهبرداری مستقیم از ذخایر شیل خود نداشته باشد، نادیده گرفتن فناوری و دانش مربوط به آن خطرناک است. کشورهایی مانند چین و عربستان حتی با وجود چالشهای زمینشناسی یا منابع متعارف کافی، توسعه فناوری شیل را بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت دنبال میکنند.
در چنین شرایطی، چه باید کرد؟ نخستین گام تدوین یک سیاست ملی درباره شیل است. ایران باید روشن کند که نگاهش به شیل چیست: صرفاً بهعنوان یک ذخیره پشتیبان در آینده، یا بهعنوان ابزاری برای رقابت منطقهای. حتی اگر بهرهبرداری تجاری فعلاً در دستور کار نباشد، سرمایهگذاری در فناوری، تحقیقات دانشگاهی و همکاریهای بینالمللی میتواند کشور را آماده کند.
گام دوم افزایش سهم پتروشیمی از گاز کشور است. بهجای اینکه بیشتر گاز صرف مصارف خانگی یا تولید برق ارزان شود، باید به سمت خوراک صنایع با ارزش افزوده بالاتر هدایت شود. توسعه زنجیرههای متانول، الفینها و آمونیاک میتواند برای ایران ارزآوری بیشتری داشته باشد و بخشی از فشار رقابتی ناشی از گاز شیل در بازار جهانی را جبران کند.
گام سوم جدی گرفتن پروژههای صادراتی است. ایران باید تکلیف پروژههای نیمهتمام LNG را مشخص کند و در کنار آن خطوط لوله جدیدی به سمت بازارهای آسیایی و اروپایی تعریف نماید. بدون زیرساخت صادراتی متنوع، حتی ذخایر عظیم گاز هم نمیتواند به مزیت اقتصادی تبدیل شود.
در سطح دیپلماسی انرژی، ایران باید فعالتر عمل کند. بهجای رقابت فرسایشی، میتوان از ظرفیت همکاریهای فناورانه و تحقیقاتی با کشورهای منطقه یا حتی برخی شرکتهای بینالمللی استفاده کرد. تبادل دادههای زمینشناسی، مشارکت در پروژههای تحقیقاتی و همکاری در فناوریهای کاهش آلایندگی میتواند هم دانش داخلی را ارتقا دهد و هم جایگاه ایران را در مجامع انرژی تقویت کند.
واقعیت این است که شیل قواعد بازی انرژی را تغییر داده است. اگر ایران بیتفاوت بماند، سهم بیشتری از بازار جهانی را از دست خواهد داد و نقش منطقهایاش تضعیف میشود. اما اگر سیاستگذاری شفاف، سرمایهگذاری در پتروشیمی و تکمیل زیرساختهای صادراتی در اولویت قرار گیرد، این موج میتواند سکوی پرتابی برای تثبیت جایگاه ایران در منطقه و جهان باشد. تصمیمی که امروز گرفته میشود، سرنوشت ایران را در بازار انرژی فردا رقم خواهد زد.