مهمانان این نشست جناب آقای مهندس غلامحسین نجابت، مدیرعامل اسبق شرکت ملی صنایع پتروشیمی و جناب آقای مهندس رضا محتشمیپور، مشاور مدیرعامل این شرکت به ارزیابی پیامدهای جنگ دوازدهروزه و مکانیزم ماشه بر آینده صنعت پتروشیمی پرداختند.
مهندس نجابت در ابتدای نشست، جایگاه صنعت پتروشیمی را تشریح کرد و گفت: «صنعت پتروشیمی ایران، که به اقتصاد بدون نفت لقب گرفته، جایگاه دوم خاورمیانه را پس از عربستان با ظرفیت تولید ۹۰ میلیون تن دارد و ۲۵ درصد از اقتصاد غیرنفتی را تشکیل میدهد. این صنعت یک میلیون نفر را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم مشغول کرده و هر دلار ورودی خوراک، ۲ تا ۳ دلار ارزش افزوده ایجاد میکند.» وی افزود که جنگ دوازدهروزه اثر تعیینکنندهای بر این صنعت نداشته، اما مکانیسم ماشه میتواند فرصت یا تهدید باشد، بسته به اینکه چگونه با چالشها مواجه شویم. او تأکید کرد که اگر چالشها را باور کنیم و برای رفع آنها تلاش کنیم، این شرایط به فرصت تبدیل میشود، اما اگر پشت تحریمها پنهان شویم و مسئولیتهای مدیریتی را به آنها نسبت دهیم، به تهدیدی فاجعهبار تبدیل خواهد شد.
مهندس محتشمیپور نیز با تأکید بر تابآوری صنعت، اظهار داشت: «ما در مرز تابآوری نیستیم. از ۳ میلیون تن ظرفیت پیش از انقلاب، امروز به ۹۵ میلیون تن رسیدهایم که ۷۵ میلیون تن تولید و یکچهارم آن صادر میشود. این به آن معناست که صنعت پتروشیمی بسیار پیشرو تر از آن بوده که در حال حاضر بخواهیم از تاب آوری صحبت کنیم» وی توضیح داد که دغدغه اصلی نه تابآوری، بلکه تأثیر ملی آسیبها است، مانند اختلال در سبد ارزی کشور.
این نشست، با تمرکز بر تحلیلهای دقیق، به بررسی راهکارهای تبدیل تهدیدها به فرصتها پرداخت و کارشناسان بر لزوم خودباوری و فرهنگ جنگی تأکید کردند. نجابت افزود که افرادی که منفیباف هستند یا باور ندارند که میتوان بنبستها را شکست، نمیتوانند مسئولیت بپذیرند و باید جای خود را به کسانی بدهند که باور به حل مشکلات دارند.
علاوه بر این، نشست بر ارزیابی تصمیمات گذشته تمرکز داشت. محتشمیپور افزود که توسعه تهاجمی در سالهای گذشته، صنعت را فراتر از مرز تابآوری برده و اکنون نگرانیها بیشتر ملی است. نجابت نیز بر این نکته تأکید کرد که جنگ، مانند جنگهای نظامی، نیاز به ابزارهای لازم دارد و باید با مثبتنگری و خودباوری برخورد کرد تا شرایط پساجنگ را مدیریت کنیم. این مقدمه، زمینهای برای بحثهای تفصیلی فراهم کرد و نشان داد که صنعت پتروشیمی نه تنها تابآور است، بلکه میتواند موتور محرک اقتصاد در شرایط بحرانی باشد.
سیر تحول صنعت پتروشیمی ایران
صنعت پتروشیمی ایران از دهه ۱۳۴۰ آغاز شد و پس از انقلاب و جنگ تحمیلی، با چالشهای جدی مواجه شد. مهندس محتشمیپور توضیح داد: «پیش از انقلاب، ایرانیها صرفاً اپراتور بودند و طراحی و نصب توسط خارجیها انجام میشد. پس از جنگ، در دهه ۷۰، پروژههای ناقص تکمیل شد و به نصبکننده تجهیزات تبدیل شدیم. در دهه ۸۰، نقش خارجیها کاهش یافت و در دهه ۹۰، لایسنسهای ایرانی و مهندسی داخلی رشد کرد.» وی افزود: «امروز، بخش بزرگی از ۹۵ میلیون تن ظرفیت با توان داخلی ساخته شده، اما حسرت عدم حضور قوی در بازارهای خارجی مانند عراق داریم.»
مهندس نجابت نیز به توسعه پس از انقلاب اشاره کرد و گفت: «ما از اپراتوری به سازنده تجهیزات و حتی سابلایسنس رسیدهایم. توان داخلی ما قابل مقایسه با عربستان نیست، اما در چشمانداز ۲۰ساله، بهجای ۲۱۲ میلیون تن، تنها ۳۸ درصد برنامه را محقق کردیم و از عربستان عقب افتادیم.» این عقبماندگی، ناشی از مشکلات داخلی مانند کمبود خوراک و مدیریت ناکارآمد است، نه صرفاً تحریمها. او توضیح داد که در شروع چشمانداز، اختلاف ما با عربستان ۶ میلیارد دلار بود، اما اکنون به ۱۷ میلیارد دلار رسیده و ما عقبتر افتادهایم.
محتشمیپور بر مراحل ارتقا تأکید کرد: «در دهه ۷۰، از اپراتوری به نصب رسیدیم؛ در ۸۰، مهندسی باز شد و در ۹۰، ساخت داخلی و لایسنس ایرانی هویت یافت.» وی افزود که سهم خدمات فنی مهندسی ایرانی افزایش یافته و صنعت اکنون میتواند خدمات صادر کند، اما در بازارهای خارجی سهم کمی دارد. نجابت نیز گفت که نیروی انسانی و توان تولید داخلی، عوامل کلیدی برتری ما بر عربستان بودند، اما در توسعه، لنگیهایی وجود دارد. این زمینه تاریخی نشان میدهد که صنعت پتروشیمی از وابستگی خارجی به خوداتکایی رسیده، اما هنوز پتانسیلهای بالقوهای دارد که باید فعال شود.
علاوه بر این، کارشناسان به نقش مدیران گذشته اشاره کردند. محتشمیپور گفت که مدیران بنیانگذار مانند نجابت، اقدامات توسعه ای خود، واحدها را راهاندازی کردند و جهش عظیمی در دههی 80 در توسعه ی صنعت پتروشیمی رقم زدند که البته این سرعت در سالهای گذشته کند شده. نجابت نیز بر اهمیت تغییر تفکر از وابستگی به نفت به خودباوری تأکید کرد و گفت که بدون این تغییر، گلوگاهها باقی میمانند.
پیامدهای جنگ دوازدهروزه بر صنعت پتروشیمی
جنگ دوازدهروزه، که بهعنوان درگیری اخیر منطقهای ذکر شد، تأثیر مستقیمی بر تأسیسات پتروشیمی نداشت، اما اثرات غیرمستقیم آن قابل توجه بود. مهندس نجابت تأکید کرد: «دفاع ۱۲ روزه اثر تعیینکنندهای نداشت، اما باید با فرهنگ جنگی و خودباوری، تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیم. اگر پشت تحریمها پنهان شویم، فاجعه رخ میدهد.» وی افزود که جنگ، ضرورت بازنگری سیاستهای منطقهای و آمادگی برای شرایط پساجنگ را نشان داد.
مهندس محتشمیپور نیز اظهار داشت: «نگرانی ما از جنس تابآوری نیست، بلکه اثر ملی دارد. آسیب به صادرات پتروشیمی، سبد ارزی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.» جنگ، لجستیک و زنجیره تأمین را مختل کرد و هزینههای بیمه و حملونقل را افزایش داد. با این حال، فرصتهایی مانند همکاری با چین و روسیه ایجاد شد، هرچند رقابت با عربستان شدت گرفت. نجابت گفت که افرادی که خودباور نیستند یا تصور میکنند دیگران برترند، نمیتوانند در این دوره مسئولیت بگیرند و باید بنبستها را شکست.
محتشمیپور بر تأثیر روانی جنگ تأکید کرد: «جنگ، مانند تحریمها، اقتصاد ملی را هدف میگیرد و پتروشیمی بهعنوان بزرگترین صادرکننده، آسیب میبیند.» وی افزود که قطعنامهها با انگ کاربرد دوگانه تجهیزات، اقتصاد را تحت فشار قرار میدهند، اما صنعت توان خنثیسازی دارد، مانند ورود به تحریم بنزین. نجابت نیز گفت که جنگ، مانند جنگهای نظامی، نیاز به تغییر سریع تعیینکنندهها دارد و باید با ابزار لازم برخورد کرد.
علاوه بر این، کارشناسان به فرصتهای پساجنگ اشاره کردند. محتشمیپور گفت که جنگ، دغدغه تابآوری را در ذهن سیاستمداران ایجاد کرده و ممکن است به جراحی صنعت منجر شود. نجابت افزود که اگر مثبت برخورد کنیم، این شرایط به فرصت عملیاتی تبدیل میشود و میتوان چالشها را در چهار بخش (زنجیره تأمین، ارزش، پاییندستی، مدیریت) بررسی کرد. این پیامدها، نه تنها اقتصادی، بلکه فرهنگی و مدیریتی هستند و نیاز به رویکرد جنگی دارند.
تأثیر مکانیسم ماشه بر اقتصاد پتروشیمی
مکانیسم ماشه، که بهتازگی فعال شده، تحریمهای سازمان ملل را بازگرداند و محدودیتهایی بر صادرات، تأمین تجهیزات و بانکداری ایجاد کرد. مهندس نجابت گفت: «ماشه اثر تعیینکنندهای ندارد، اما در حملونقل، بیمه و لجستیک کار را سختتر میکند. اثر تحریم به خودباوری ما بستگی دارد. اگر باور کنیم دنیا تمام شده، قبل از تحریم میمیریم.» وی تأکید کرد که تجربه تحریمهای قبلی نشان میدهد فروش به چین ادامه دارد.
مهندس محتشمیپور افزود: «تحریمها اقتصاد ملی را هدف گرفتهاند، نه صرفاً پتروشیمی. محدودیتهای تجاری، تأمین مالی و تجهیزات، چالش اصلی است. قطعنامهها با عبارات مبهم، طرفهای تجاری را میترسانند تا همکاری نکنند.» وی به نمونهای در عراق اشاره کرد که دیپلماتهای آمریکایی با حضور در بانکها، نگرانی ایجاد میکردند، حتی بدون تراکنش مشکوک. این فشارها، هزینههای لجستیک و انتقال پول را بالا برده و سودآوری را کاهش میدهد.
نجابت بر تبدیل تهدید به فرصت تأکید کرد: «اگر چالشهای فلجکننده را برطرف کنیم، ماشه فرصت میشود. باید از تجربیات گذشته استفاده کنیم و مسائل مانند زنجیره تأمین را حل کنیم.» محتشمیپور گفت که تحریمها هوشمندتر شدهاند و فناوری و دانش فنی را محدود میکنند، اما راهکارها ملی هستند. وی افزود که ایجاد نگرانی در طرفهای تجاری، مانند خط اعتباری اسپانیا، همکاری را متوقف کرده، اما میتوان با مدلهای جدید پیش رفت.
علاوه بر این، کارشناسان به آسیبهای تجاری اشاره کردند. محتشمیپور گفت که صادرات دور (۶۰-۷۰ درصد بدون همسایگان) به حمل دریایی وابسته است و تحریمها لجستیک را هدف میگیرند. نجابت افزود که ماشه، مانند تحریمهای آمریکا، میتواند تخفیفهای بلاوجه ایجاد کند، اما با خودباوری، قابل مدیریت است. این تأثیرات، نیاز به راهکارهای ملی و بخشی را برجسته میکند.
چالشهای اصلی صنعت پتروشیمی
چالشهای صنعت پتروشیمی، عمدتاً داخلی است. مهندس نجابت به کمبود خوراک اشاره کرد: «۶۹ درصد ظرفیت بلااستفاده به دلیل کمبود خوراک است، معادل ۱۵ میلیون تن محصول و ۱۰ میلیارد دلار سرمایه هدررفته. این ۲ میلیارد دلار سود سالانه را از دست میدهیم.» وی افزود: «قراردادهای اشتباه برای تأمین گاز، منابع را هدر میدهد. ۶ میلیارد دلار برای استخراج گاز، میتوانست در توسعه پتروشیمی سرمایهگذاری شود.»
مهندس محتشمیپور ساختار گازپایه صنعت را مشکل دانست: «مقاومت در توسعه خوراک مایع، ما را محدود کرد. در حالی که دنیا با پالایشگاهها یکپارچه توسعه داد، ما گازپایه ماندیم.» چالشها در چهار بخش دستهبندی شد: زنجیره تأمین (کمبود خوراک)، زنجیره ارزش (ضعف میاندستی و پاییندستی)، مدیریت (ناکارآمدی و انتصاب مدیران غیرمتخصص) و مسائل فنی (وابستگی به دانش خارجی). نجابت تأکید کرد: «اشکالات داخلی بیش از تحریمهاست. ۳ درصد ظرفیت به دلیل تعمیرات و انبارداری از دست میرود.»
محتشمیپور به ایرادات ساختاری اشاره کرد: «صنعت نفت اجازه توسعه خوراک سنگین نداد و مدیران گذشته با اقدامات فراقانونی پیش رفتند.» وی افزود که زیرساختها مانند آب و برق را خود پتروشیمی تأمین کرد، که بار اضافی است. نجابت گفت که مجوزهای جیتیپی و جیتیاو، متانول را افزایش میدهد، اما ارزش افزوده پایین است و باید به پاییندست برویم.
علاوه بر این، مدیریت چالش بزرگی است. محتشمیپور گفت که مدیران غیرمتخصص، ماهها وقت تلف میکنند تا ادبیات پتروشیمی را بیاموزند. نجابت افزود که ساختار رانتی اقتصاد، منابع را از تولید دور میکند و باید صلاحیت حرفهای مدیران تعیین شود. این چالشها، داخلی و قابل حل هستند، اما نیاز به جراحی دارند.
فرصتهای پیش رو: تبدیل تهدید به فرصت
با وجود چالشها، فرصتهایی برای رشد وجود دارد. مهندس نجابت گفت: «مکانیسم ماشه میتواند فرصت باشد اگر خودباور باشیم. باید گلوگاهها را حل کنیم، مثل دانش فنی. مهندسی معکوس، مانند پروژه امتیپی، نشان داد که امکانپذیر است.» وی به نمونههایی از خرید دانش فنی از هند و مکزیک اشاره کرد و افزود: «نمیتوان منتظر بهترین شرکتهای دنیا ماند. خوداتکایی، نه خودکفایی، راهکار است.»
مهندس محتشمیپور بر توسعه پاییندستی تأکید کرد: «ارزش افزوده در میاندستی و پاییندستی است. پلیاتیلن داخلی ۱۲۰۰ دلار در تن ارزش دارد، اما متانول صادراتی ۲۶۰ دلار. باید به سمت پاییندست برویم.» وی افزود: «صادرات به آفریقا و آسیای مرکزی، بازارهای جدید است. همکاری با چین و روسیه میتواند تحریمها را خنثی کند.» راهکارهای پیشنهادی شامل دیجیتالسازی زنجیره تأمین، سرمایهگذاری در انرژی تجدیدپذیر و اصلاح مدیریت بود. نجابت پیشنهاد کرد: «تعیین صلاحیت حرفهای مدیران، چالش ناکارآمدی را حل میکند.»
محتشمیپور گفت که فرصتهای تجاری، مانند خط اعتباری اسپانیا، نشان میدهد که با مدلهای جدید میتوان پیش رفت. وی افزود که پتروشیمی میتواند خدمات فنی مهندسی صادر کند و در بازارهای خارجی سهم بگیرد. نجابت تأکید کرد که تغییر تفکر از وابستگی به خودباوری، کلیدی است و دیگران مانند چین و کره، دانش را با مهندسی معکوس کسب کردهاند.
علاوه بر این، فرصتهای پساجنگ برجسته شد. محتشمیپور گفت که جنگ، پیگیری آسیبها را تسریع میکند و دغدغه ایجاد میکند. نجابت افزود که با فعال کردن توان بالقوه، میتوان به اول منطقه رسید و باید چالشها را در اندیشکدهها مطالعه کرد. این فرصتها، فرهنگی و اقتصادی هستند و نیاز به اقدام فوری دارند.
راهکارهای تأمین مالی و توسعه
مهندس نجابت به مشکلات تأمین مالی پرداخت: «ذخایر ارزی ما در چین (۱۳۰ میلیارد دلار) میتواند برای فاینانس پروژهها استفاده شود، اما بانکهای چینی حتی به اندازه پول خودمان اعتبار نمیدهند.» وی پیشنهاد کرد: «با تعریف پروژههای با بازده ۲۰ درصد، میتوان ۵ تا ۱۰ درصد سود به بانکهای چینی داد و ارز را بازگرداند. این مدل در گذشته با بانکهای اروپایی موفق بود.»
محتشمیپور نیز به ضعف زیرساختها اشاره کرد: «پتروشیمی نهتنها توسعه خود، بلکه زیرساختهایی مثل آب، برق و جاده را هم تأمین کرد. این بار اضافی، توسعه را کند کرد.» وی افزود: «صندوق پروژه و فاینانس مبتنی بر پروژه، راهکار است، اما ساختار رانتی اقتصاد، منابع را از تولید دور کرد.» هر دو کارشناس بر لزوم همکاری بینبخشی و تقویت ارتباط با دولت و مجلس تأکید کردند.
علاوه بر این، راهکارهای مدیریتی پیشنهاد شد. نجابت گفت که اندیشکده ها میتوانند صلاحیت مدیران را تعیین کند و چالشها را مطالعه نماید. محتشمیپور افزود که مدیران گذشته مانند نعمتزاده، نقش کلیدی داشتند و باید آدمهای مسئولیتپذیر برگردند. این راهکارها، مالی و مدیریتی هستند و میتوانند توسعه را تسریع کنند.
چشمانداز آینده: خودباوری و اصلاحات
مهندس نجابت نتیجه گرفت: «صنعت پتروشیمی تابآوری خوبی دارد، اما از توان بالقوهاش استفاده نشده. ما میتوانستیم در منطقه اول باشیم، اما ۳۸ درصد برنامه را محقق کردیم. خودباوری و رفع گلوگاهها کلید است.» محتشمیپور افزود: «آسیبها ملی است و راهکارها هم ملی. پتروشیمی باید جایگزین مصرف سوخت هیدروکربنی شود، که بار توسعه را سنگینتر میکند.»
محتشمیپور گفت که شرایط جنگی، فرصت تسریع اصلاحات است و دغدغه ایجاد میکند. نجابت افزود که آینده صنعت، وابسته به تبدیل توان بالقوه به بالفعل است و باید هیدروکربنها را به پتروشیمی هدایت کرد. وی تأکید کرد که اندیشکدهها هشدار دهند و تصمیمگیران را به صرافت بیندازند.
مسیری به سوی پیشرفت
این نشست نشان داد که صنعت پتروشیمی ایران، با وجود جنگ و تحریم، پتانسیل بالایی دارد. خودباوری، اصلاح مدیریت، توسعه پاییندستی و تأمین مالی هوشمندانه، میتواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. مهندس نجابت تأکید کرد: «تحریمها به اندازه خودباوری ما اثر دارند. اگر باور کنیم میشود، گلوگاهها حل میشود.»