پتروشیمی؛ پیشران حفظ نقش راهبردی هیدروکربن‌ها

گزارش محوری IEA درباره «آینده‌ی پتروشیمی» می‌گوید بیش از «یک‌سوم» رشد تقاضای نفت تا ۲۰۳۰ و نزدیک «نیمی» از رشد تا ۲۰۵۰ از دل پتروشیمی می‌آید؛ یعنی همین زنجیره‌ای که خوراکش نفتا، اتان و LPG است. این بخش همچنین مصرف‌ کننده‌ی قابل‌توجه گاز طبیعی خواهد بود.

ارشیا خامدی؛ پژوهشگر اندیشکده نفت و انرژی

جهان در حال کاهش وابستگی انرژی به سوخت‌های فسیلی است؛ چرخ به سمت برق و کارایی می‌چرخد و سیگنال‌های اوج‌گرفتن تقاضای هر سه سوخت فسیلی تا حوالی ۲۰۳۰ از نگاه سناریوی پایه IEA روشن است. این یعنی میدان بازی انرژی تغییر می‌کند، نه اینکه هیدروکربن‌ها محو شوند. نقش هیدروکربن‌ها از «سوزاندن برای انرژی» به «خوراک صنایع شیمیایی و زنجیره‌های پایین‌دستی» شیفت می‌کند؛ جایی که پتروشیمی کُردانِ اصلی است. اگر این چرخش را امروز صورت‌بندی نکنیم، فردا با بازارهایی روبه‌رو می‌شویم که بدون ما نقشه‌شان را کامل کرده‌اند.

داده‌های ۲۰۲۴ نشان می‌دهد رشد تقاضای نفت هم عملاً کند شده؛ رشد سال ۲۰۲۴ حدود ۸۳۰ هزار بشکه در روز برآورد شده و ترمز آن ترکیبی از پایان جهش پساکرونا، کندی صنعت و نفوذ خودروهای برقی است. به زبان ساده: «سوخت‌رسانیِ حمل‌ونقل» دیگر موتور اصلی رشد نفت نیست. معنایش برای ما این است که اگر به دنباله‌ی همان الگوی خام‌فروشی و صادرات سوختی بچسبیم، در شیب نزولی رقابت قرار می‌گیریم.

در مقابل، پتروشیمی دقیقاً همان جایی است که آینده‌ی هیدروکربن‌ها به آن مهاجرت می‌کند. گزارش محوری IEA درباره «آینده‌ی پتروشیمی» می‌گوید بیش از «یک‌سوم» رشد تقاضای نفت تا ۲۰۳۰ و نزدیک «نیمی» از رشد تا ۲۰۵۰ از دل پتروشیمی می‌آید؛ یعنی همین زنجیره‌ای که خوراکش نفتا، اتان و LPG است. این بخش همچنین مصرف‌ کننده‌ی قابل‌توجه گاز طبیعی خواهد بود. پیام صریح: اگر می‌خواهیم نقش راهبردی هیدروکربن‌ها را در اقتصاد جهانی حفظ کنیم، باید از درِ پتروشیمی وارد شویم، نه از دودکش نیروگاه‌ها.

تصویر طرفِ تقاضا هم این گزاره را تقویت می‌کند: OECD برآورد می‌کند مصرف و پسماند پلاستیک بدون سیاست‌های سختگیرانه «تا ۲۰۶۰ تقریباً سه برابر» می‌شود؛ حتی با سیاست‌های کنونی نیز مسیر رشد پرقدرت باقی می‌ماند. یعنی بازار مواد پایه و میانی پتروشیمی—از پلیمرها تا حلال‌ها—در بلندمدت زنده و رو‌به‌گسترش است، هرچند فشارهای تنظیم‌گریِ بازیافت و چرخه‌پذیری همزمان سخت‌تر می‌شود.

در سمت عرضه‌ی جهانی، ترکیب خوراک پتروشیمی همچنان به نفع نفتا، اتان و LPG در حرکت است. «چشم‌انداز نفت اوپک» بر رشد پایدار تقاضای نفتای پتروشیمی و تقویت نقش اتان LPG  تا افق ۲۰۴۵–۲۰۵۰ تأکید می‌کند؛ ضمن اینکه سهم پتروشیمی از تقاضای نفت از حدود ۱۴٪ در ۲۰۲۴ به حدود ۱۶٪ در ۲۰۵۰ می‌رسد. این پیام برای سیاست‌گذار روشن است: رقابت آینده بر سر «توانِ تبدیل خوراک به محصولات با ارزش افزوده بالاتر» است، نه صرفاً بر سر فروش خوراک ارزان.

در همین حال، «مرور آماری انرژی ۲۰۲4» مؤسسه انرژی نشان می‌دهد با وجود جهش تجدیدپذیرها، ساختار واقعی سیستم انرژی هنوز «فسیلی» است و ۸۶٪ ترکیب، متکی بر سوخت‌های فسیلی است؛ اما رشد سال ۲۰۲۴ فقط ۲٪ بوده و سهم افزایش عمدتاً در اقتصادهای غیرOECD رقم خورده است. معنایش برای ما: پنجره‌ی زمانی برای بازآرایی زنجیره ارزش وجود دارد، اما کوتاه‌تر از آن است که با آزمون‌وخطا پر شود.

ایران طی دو دهه، ظرفیت مهمی در پتروشیمی ساخته؛ اما صورت‌بندی فعلی اتکای پرریسک به خوراک ارزان، تمرکز بر چند محصول پایه (مثلاً اوره/متانول) و ضعف اتصال به پایین‌دست با هندسه‌ی تقاضای جهانی هم‌راستایی ندارد. وقتی رشد تقاضای سوخت کند می‌شود و پتروشیمی سهم بیشتری از نفت را می‌بلعد، رقابت از «حجم تولید» به «عمق زنجیره و تنوع سبد» منتقل می‌شود. اگر این گذار را مدیریت نکنیم، دیگران از چین و هند تا عربستان با سرمایه‌گذاری زنجیره‌ای، جای خالی ما را پر می‌کنند.

یک: سیاست خوراک را از «قیمت‌گذاری یارانه‌ای» به «قراردادهای پایدار خوراک + تعهد توسعه زنجیره» تبدیل کنیم؛ هدف، تشویق عبور از محصولات پایه به میانی و نهایی است. دو: نقشه راه سرمایه‌گذاری را از پروژه‌های تک‌محصولی به «کلاسترهای یکپارچه» با تنوع خوراک (نفتا/اتانLPG ) و انعطاف در سبد محصول تغییر دهیم تا ریسک سیکل قیمتی کاهش یابد. سه: پیوست «بازیافت شیمیایی و مکانیکی» را به صنعت بیفزاییم؛ چون رگولاتوری جهانی پلاستیک سخت‌تر می‌شود و بازیگری که بازیافت را به زنجیره‌اش بدوزد، بازارهای پایدارتر می‌گیرد. چهار: دیپلماسی صنعتی را فعال کنیم؛ دسترسی به فناوری‌های کاتالیستی، لایسنس‌ها و بازار را همزمان باید خرید. این مسیر با واقعیت‌های داده‌ای جهان سازگار است: اوج تقاضای سوخت، رشد نسبتاً آهسته مصرف نفت و صعود نقش پتروشیمی.

نکته‌ی آخر اینکه فرصت امروز الزام به «تصمیم شتاب‌زده» نیست؛ الزام به «تصمیم دقیق و پیوسته» است. اگر با ثبات سیاستی و قراردادهای قابل اتکا، پتروشیمی را از «صادرات‌محوریِ مواد پایه» به «خلق ارزش در پایین‌دست» ببریم، هیدروکربن‌ها برای اقتصاد ایران نه‌تنها زنده می‌مانند، بلکه ارتقا هم می‌گیرند. این همان مسیری است که داده‌ها از آن دفاع می‌کنند: کندشدن سوخت، پررنگ‌ترشدن پتروشیمی، و رقابتی که بر سر عمق زنجیره تعریف می‌شود—رقابتی که باید آن را جدی بگیریم.

Related Posts
Read More

نفت؛ قربانی جنگ تجاری آمریکا و چین

تأثیر جنگ تجاری آمریکا و چین بر بازار نفت فراتر از کاهش فوری قیمت‌ها و تغییر مسیرهای تجاری بود؛ این تنش‌ها ساختارهای بلندمدت بازار انرژی را نیز تحت تأثیر قرار دادند. با ادامه تعرفه‌های سنگین، که تا آوریل ۲۰۲۵ به ۱۲۵٪ برای کالاهای چینی در آمریکا و ۸۴٪ برای کالاهای آمریکایی در چین رسید، بازار نفت با چالش‌های جدیدی مواجه شد. این چالش‌ها نه‌تنها عرضه و تقاضا را تغییر دادند، بلکه سرمایه‌گذاری در بخش انرژی، فناوری‌های مرتبط با نفت، و حتی سیاست‌های زیست‌محیطی را نیز تحت تأثیر قرار دادند.
Read More

تحریم‌های جدید علیه صادرات گاز مایع ایران: تغییر مختصات یک بازی قدیمی

تحریم‌های جدید، که تحت فرمان اجرایی 13902 اعمال شده‌اند، شبکه‌های صادراتی گاز مایع را هدف قرار داده‌اند. برخلاف تحریم‌های پیشین که بر نفت خام متمرکز بودند، توجه به LPG نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای مسدودسازی منابع درآمدی کمتر رصدشده است.
تحلیلی بر بایسته های کربن‌زدایی در صنعت نفت و گاز ایران
Read More

تحلیلی بر بایسته های کربن‌زدایی در صنعت نفت و گاز ایران

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی حوزه نفت و گاز، خام‌سوزی گازهای همراه یا فلرینگ است که در تأسیسات نفتی روی می‌دهد​بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۲۰۲۴، ایران در سال ۲۰۲۳ با سوزاندن ۲۰٫۴ میلیارد مترمکعب گاز، پس از روسیه، در رتبه دوم جهانی از نظر حجم گاز سوزانده‌شده قرار گرفت.
Read More

برگ برنده تنگه هرمز

((تنگه هرمز را خواهیم بست))   جمله ای که این چند روزه زیاد شنیده شده؛ اما واقعا تاثیر این قدام چیست؟ تنگه هرمز از گذر‌گاه های استراتژیک جهان است که روزانه 21.5 میلیون بشکه نفت از آن خارج شده و در سرتاسر جهان فرستاده میشود. این مقدار برابر با ۲۰٪ مصرف کل جهان می باشد.  همچنین بیش از ۷۵٪ نفت صادراتی کشورهای خلیج فارس از طریق این تنگه منتقل می‌شود. قطر به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع در جهان، تقریباً تمام LNG خود را از طریق تنگه هرمز صادر می‌کند. اولین تاثیر بسته شدن تنگه هرمز اختلال در صادرات نفتی و گازی منطقه خاور میانه است. به این خاطر هرگونه تهدید و اقدام در این زمینه منجر به تاثیر مستقیم بر قیمت نفت و گاز در کل جهان دارد.