سیاست ایالات متحده در قبال ایران همچنان بر استراتژی فشار چندجانبه استوار است، رویکردی که با ترکیب اقدامات تنبیهی، پیامرسانی سیاسی و پیشبرد مذاکرات، به دنبال محدودسازی منابع مالی این کشور است. این سیاست، که از زمان خروج یکجانبه آمریکا از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ شدت یافته، به دلیل تبعات زیانبارش بر بازارهای جهانی انرژی و تشدید تنشهای منطقهای مورد انتقاد گسترده قرار گرفته است. تحریمهای جدید علیه صادرات گاز مایع (LPG)، همزمان با مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری عمان، نشاندهنده تداوم سیاستهای خصمانه واشنگتن است که اغلب بهعنوان تلاشی برای حفظ هژمونی اقتصادی و سیاسی تلقی میشود. این اقدامات نهتنها اقتصاد ایران، بلکه ثبات بازارهای انرژی منطقه و کشورهای وابسته به آن را تهدید میکنند.
تحریمهای جدید، که تحت فرمان اجرایی 13902 اعمال شدهاند، شبکههای صادراتی گاز مایع را هدف قرار دادهاند. برخلاف تحریمهای پیشین که بر نفت خام متمرکز بودند، توجه به LPG نشاندهنده تلاش آمریکا برای مسدودسازی منابع درآمدی کمتر رصدشده است. این شبکهها، که از طریق واسطههای منطقهای فعالیت میکنند، با دور زدن مکانیسمهای ردیابی رسمی، درآمدهای قابلتوجهی از بازارهای آسیایی، بهویژه چین، کسب کردهاند. وزارت خزانهداری آمریکا با هدفگیری این شبکهها، شرکتها، کشتیها و واسطههای لجستیکی مرتبط را مشمول تحریمهای ثانویه کرده است. این اقدام، که در چارچوب کارزار فشار حداکثری تعریف میشود، با ادعای جلوگیری از استفاده از این درآمدها برای فعالیتهای نظامی توجیه شده، اما فقدان شواهد شفاف، این ادعا را به بهانهای برای سیاستهای تهاجمی آمریکا تبدیل کرده است. تمرکز بر LPG، که ردیابی آن به دلیل ماهیت غیرمتمرکز دشوار است، میتواند عرضه انرژی در آسیا را مختل کرده و قیمتها را برای مصرفکنندگان افزایش دهد.
پیامدهای این تحریمها چندوجهی است. در حوزه اقتصادی، افزایش هزینههای لجستیکی و ریسکهای تحریمی، مسیرهای صادراتی را پرچالشتر میکند. این امر ممکن است برخی خریداران سنتی LPG را به سمت تأمینکنندگان دیگر، مانند قطر، سوق دهد، اما وابستگی بازارهای آسیایی به عرضه خاورمیانه، فرصتهایی برای تداوم صادرات از مسیرهای جایگزین فراهم میکند. در حوزه سیاسی، تحریمها بهعنوان ابزاری برای فشار در آستانه مذاکرات عمل میکنند، اما رویکرد یکجانبه آمریکا مانع گفتوگوهای سازنده شده و تنشهای منطقهای را تشدید میکند. این تحریمها بخشی از رقابت آمریکا برای کنترل بازارهای جهانی انرژی است. با گسترش صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) آمریکا، واشنگتن به دنبال جایگزینی تأمینکنندگان سنتی در بازارهای آسیایی است، سیاستی که به متحدان آمریکا فرصت افزایش سهم بازار میدهد، اما خطر افزایش قیمتهای جهانی LPG و فشار بر مصرفکنندگان کشورهای در حال توسعه را به همراه دارد. این فشارها میتوانند توسعه زیرساختهای داخلی، مانند پالایشگاهها و محصولات پتروشیمی، را تسریع کرده و وابستگی به صادرات خام را کاهش دهند.
همزمانی تحریمها با مذاکرات عمان، که بهعنوان کانالی برای کاهش تنشها در جریان است، استفاده ابزاری آمریکا از تحریمها را نشان میدهد. این رویکرد، که با افزایش فشار اقتصادی قدرت چانهزنی را هدف قرار داده، به دلیل تأثیرات منفی بر میانجیهای بیطرف و کاهش اعتماد به دیپلماسی بینالمللی مورد انتقاد است. توسعه زیرساختهای داخلی، مانند افزایش ظرفیت تولید گاز، و تقویت روابط با شرکای غیرغربی، بخشی از اثرات تحریمها را خنثی کرده است. از منظر ژئوپلیتیک، این تحریمها میتوانند تنشها در خاورمیانه را تشدید کنند، بهویژه در کشورهایی که بهطور غیرمستقیم از منابع انرژی بهره میبرند، و به بیثباتی سیاسی و اقتصادی در منطقه دامن بزنند. افزون بر این، سیاستهای آمریکا میتوانند اعتماد به نهادهای بینالمللی را تضعیف کرده و همکاریهای جهانی در مواجهه با چالشهای انرژی را مختل کنند.
تحریمهای جدید پیچیدگی کارزار فشار آمریکا را نشان میدهند، اما این سیاستهای خصمانه با انتقادات گستردهای مواجه شدهاند. افزایش هزینههای صادراتی ممکن است فشار اقتصادی را تشدید کند، اما توانایی بازسازی مسیرهای صادراتی و حفظ روابط با بازارهای کلیدی، توقف کامل صادرات را بعید میکند. در مقابل، این تحریمها میتوانند به بیثباتی بازارهای انرژی، افزایش قیمتها و فشار بر کشورهای وابسته به LPG منجر شوند. مذاکرات دیپلماتیک از طریق کانالهای بیطرف همچنان فرصتی برای کاهش تنشها ارائه میدهند، اما تداوم رویکرد تهاجمی آمریکا این فرصتها را در معرض خطر قرار داده و هزینههای سیاسی و اقتصادی این سیاستها را برای منطقه و جهان افزایش میدهد.